حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

169

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بيمارى پيغمبر سه ماه پس از بازگشت از سفر حج وداع پيغمبر بيمار شد و تبى سخت گرفت . وقتى مردم انصار از شدت بيمارى وى خبر يافتند در مسجد گرد آمدند . على بن ابى طالب و فضل بن عباس به پيغمبر خبر دادند . پيغمبر در حالتى كه بعلى تكيه داده بود و عباس و فضل همراه او بودند به مسجد رفت ، سر خود را بسته بود و در حال حركت پايش به زمين ميكشيد . وقتى به مسجد درآمد بر اولين پله منبر نشست و پس از حمد و ستايش خدا گفت : " اى مردم شنيده‌ام شما از مردن پيغمبر خود بيم داريد . آيا هيچ پيغمبرى پيش از من جاويد بوده كه من زنده جاويد باشم ؟ . من به خداوند خود مىپيوندم و شما نيز به من خواهيد پيوست . به شما سفارش مىكنم كه با مهاجران اولى نيكى كنيد و به مهاجران نيز سفارش مىكنم كه با همديگر نيكى كنند خداوند متعال ميگويد : قسم بعصر ، كه انسان در زيان است به جز آنها كه ايمان آورده‌اند و كارهاى نيكو كردند و درباره حق و صبر به يكديگر سفارش كرده‌اند « 1 » كارها باذن خدا جريان مىيابد دير آمدن چيزى شما را وادار نكند كه آن را با شتاب طلب كنيد خداوند متعال در نتيجهء شتاب كسى شتاب نمىكند ، هر كس با خدا حيله كند خدا با او حيله كند آيا ممكن است اگر شما پشت كنيد در زمين بفساد برخيزيد و رابطهء خود را با خويشاوندان قطع نمائيد « 2 »

--> ( 1 ) - وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ . ( 2 ) - فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ .